دستورالعملهايي براي تهيهٴ مواد رنگي مختلف و طرز استعمال آنهاست. به رنگ روغني اشاره شده كه با روغن بزرك و نوعي رزين تهيه ميشد.
¿ يادداشت اين جانب دربارهٴ تئوفيل كشيش (نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم).
2 ـ پير سنت اومري نامي در 1288، در پاريس، دكتر الهيات بود؛ در 1296، خازن كليساي نتردام و كتابدار كتابخانهٴ كليسا و دانشگاه شد؛ در 1308، هنوز زنده بود.
3 ـ شخصي به نام پير سنت اومري، ترجمهٴ لاتيني رسالهٴ جيب يعقوببن ماهربن تبّون (نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم)، را اصلاح كرد. در سدهٴ چهاردهم، اين اصلاح دوباره به عبري ترجمه شد.
مشكل بتوان گفت كه آيا اين سه پير يك نفرند يا نه؛ يكي بودن آنها نامعقول نيست، ولي اثبات نشده است. دربارهٴ پير سنت اومري ديگري
¿ يادداشت مربوط به پتر داسيايي.
ابراهيمبن حييم
ابراهيمبن يهودا بن حييم يهودي اسپانيايي يا پرتغالي، كه در حدود 1262، به كتابت و تذهيب نسخههاي خطي مشغول بود. از آثار اوست: 1) رسالهٴ كوچكي دربارهٴ تقويم؛ 2) رسالهٴ ديگري به زبان پرتغالي (؟) دربارهٴ تهيه و استفاده از رنگها در آرايش نسخههاي خطي؛ 3) باز رسالهٴ ديگري در باب وسايل تذهيب حروف عبري.
رسالهٴ دوم در 1262، در لوله، واقع در پرتغال، به اتمام رسيد؛ ولي نسخهاي كه اين مطلب در آن اظهار شده ظاهراً بعدها، اصلاح شده است (كتابخانهٴ پالاتين، پارما). اين نسخه به زبان پرتغالي و به خط شكستهٴ عبري نوشته شده است. آيا اصل آن به عبري بوده؟ متني كه در پارماست در 45 فصل است، و از موضوعهايي ازقبيل چگونگي تذهيب، ساختن رنگ آبي، رنگ گلي (مثلاً با سرخدار)، سرنج، زنگار، قرمزدانه، شنگرف؛ چگونگي رنگ كردن استخوان، چوب شمشاد، ساختن مهرههاي شطرنج، ساختن چسب، لاك و غيره بحث ميكند.
اگر موٴلف همان ابراهيمبن حييم رابي ناربُني باشد، او تا حدود 1240، در همان شهر برآمد، و سپس به ويلافرانكا رفت. اين مطابقت كه اشتينشنيدر اظهار كرده مدلل نيست. احتمالاً يهوديان زيادي ابراهيمبن حييم نام داشتند، چون اين هر دو نام متداول بود.
د. آبهاي نيروبخش و طبي
¿ يادداشتهاي مربوط به پدروي اسپانيايي، تئودوريك بورگونيايي، آلبرت كبير، آرنولد ويلانووايي، رامون لول، و ماركوس يوناني.